تبلیغات
گرمی عشق - باوری برای فلج کردن تو

گرمی عشق

زندگی یعنی چکیدن,همچو شمع از گرمی عشق

باوری برای فلج کردن تو

روزی پلنگی وحشی به دهکده حمله کرده بود. شیوانا استاد معرفت  همراه با تعدادی از جوانان برای شکار پلنگ به جنگل اطراف دهکده رفتند.اما پلنگ خودش را نشان نمیداد و دائم از تله شکارچیان میگریخت,سر انجام هوا تاریک شد و یکی از جوانان دهکده با این تصور که پلنگ دارای قدرت جادویی است و مقصود انها را حدس میزند خودش را ترساند و ترس شدیدی را بر گروه حاکم کرد. شیوانا با خوشحالی گفت که زمان شکار پلنگ فرا رسیده است و امشب حتما پلنگ خودش را نشان میدهد. 
از قضا پلنگ همان شب خودش را نشان میدهد و با زخمی کردن جوانی که به شدت میترسید,سر انجام با تیر های بقیه از پا افتاد. یکی از جوانان از شیوانا پرسید:"چه چیزی باعث شد شما رخ نمایی پلنگ را پیش بینی کنید؟ در حالی که شب های قبل چنین چیزی نمیگفتید!؟"شیوانا گفت:"ترس جوان و باور او که پلنگ دارای قدرت جادویی است باعث شد پلنگ احساس قدرت کند و خود راشکست ناپذیر حس کند. این ترسها و باورهای ترس اور و فلج کننده ما هستند که باعث قدرت گرفتن زورگویان و قدرت طلبان میشوند. پلنگ اگر میدانست که در تیم شکارچیان کسانی حضور دارند که از او نمیترسند هرگز خودش را نشان نمیداد!"


[ یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 ] [ 08:58 ق.ظ ] [ نگار ] [ نظرات() ]